تبلیغات
مطلب نوین - فروغ مدرن‌تر از شاملو

مطلب نوین

پنجشنبه 19 مهر 1386

فروغ مدرن‌تر از شاملو

نویسنده: Hemlock   طبقه بندی: عمومی، 

به جرأت می‌توان گفت شعر فروغ چه در مضمون و چه در فرم از دیگر شاعران هم‌عصر خود چون شاملو، اخوان و سهراب به جهان جدید نزدیكتر است. این موضوع از چند جهت قابل طرح است....

منبع:قابیل

به جرأت می‌توان گفت شعر فروغ چه در مضمون و چه در فرم از دیگر شاعران هم‌عصر خود چون شاملو، اخوان و سهراب به جهان جدید نزدیكتر است. این موضوع از چند جهت قابل طرح است.

1-   همه می‌گویند و برای همه پذیرفته شده است كه زبان شعری فروغ زبان محاوره است. نتیجه به‌كارگیری این زبان ارتباط گسترده با اقشار، گروهها و طبقات مختلف جامعه است. در دنیای جدید با آن‌كه همة حوزه‌ها از جمله ادبیات و شعر بسیار تخصصی و حرفه‌ای می‌شوند اما اثر و عملی مقبول و مطلوب است كه بتواند با طیف‌های متنوع و گسترده ارتباط بگیرد. اگر در دنیای گذشته همة علوم و فنون در اختیار عده‌ای محدود بود و افرادی معدود نیز با آن ارتباط داشته و از بهره می‌بردند، دنیای جدید با برهم‌زدن این معادله دستاوردهای علمی، فرهنگی و ادبی را به تمامی اعضای جامعه عرضه كرد. اگر روزگاری شعر در میان نخبگان می‌چرخید، جهان جدید اصل را بر این قرارداد كه شعر را به میان اقشار و گروههای مختلف ببرد. بی‌تردید شاعری می‌توانست در این زمینه موفق‌تر باشد كه زبان شعری‌اش زبان گروههای مختلف باشد. زبان محاوره فروغ چنین امكانی را به شعر او بخشید كه بتواند اقشار گوناگونی را مخاطب خود قرار دهد. درواقع زبان شعری فروغ شعر را از دست نخبگان بیرون كشیده و وارد جامعه كرد. این زبان نه مختص به مخاطبان روشنفكر است، نه مبارزان سیاسی، نه متفكران و نه شاعران حرفه‌ای. در عین‌حال این گروهها نیز خوانندة شعر او می‌شوند. این زبان را همانقدر كه جوانان می‌پسندند، نخبگان هم دوست دارند. در مقابل زبان محاوره فروغ، زبان فخیم شاملو و كم‌وبیش اخوان قرار دارد. این زبان، زبان مردم نبوده و طبیعی است كه اختصاص به گروههای خاص داشته باشد. به همین جهت این نوع زبان از آنچه دنیای مدرن می‌طلبد دور می‌افتد. زبان فخیم، زبانِ نخبگی است، موضوعی كه بیشتر متعلق به جهان سنتی است تا جهان جدید. طبیعی است خوانندگان این شعر نیز صرفاً نخبگان (روشنفكران، تحصیل‌كردگان و...) باشند.

2-   در ادامه نكتة اول باید گفت كه زبان محاوره باعث می‌شود خوانندة‌ خود را در كنار شاعر و شعر او ببیند. متقابلاً زبان فخیم زبان سلطه است، زبانی است كه در ذات خود به دنبال سیطره است. شعر فروغ با خواننده، یكی می‌شود اما شعری با زبان سنگین شاملو خود را نسبت به خواننده در بالادست قرار می‌دهد. این زبان، نگاه از بالاست، موضوعی كه مدرنیسم در روابط میان متن و خوانندة حاضر به پذیرش آن نیست. جهان امروز بر آن است تا مخاطب خود را زیر سلطه زبان شعری یك شاعر نبیند و به عبارتی این جهان به هم‌سطحی و تعامل میان زبان متن و خواننده قایل است.

3-   در زبان شعر فروغ عنصر مهم دیگری نیز وجود دارد كه او را هرچه بیشتر به عصر جدید نزدیك می‌سازد: واژگان. بخش مهمی از واژه‌هایی كه در زبان شعر فروغ به چشم می‌خورد برگرفته از اشیایی است زادة دنیای جدید و البته دنیای جدید دهه‌های 30 و 40 شمسی. رادیو، شناسنامه، مقوا، لیوان، روزنامه، ایستگاه، فسفر و... واژه‌هایی هستند كه فروغ از آنها بهره برده است. وجود این واژه‌ها همراه با زبانی محاوره (كه لازم و ملزوم هم هستند) باعث می‌شود زبان و به عبارتی شعر به غایت مدرن و جدید باشد. چنین واژگانی را مقایسه كنید با واژگانی چون كدامین، دریغا، ابلهامردا، پاتابه، پیسوز، جل‌پاره، خنازیر، سلاطونیان، خنجر و... كه شاملو به كار برده و جایی در زبان امروز ندارند. طبیعی است زبانی فخیم كه مملو از چنین واژگانی است نمی‌تواند زبانی باشد كه جهان جدید آن را می‌طلبد.

4-   مفهوم شعر فروغ نیز بسیار مدرن است. شعر او شعر عصیان و بحران است و درست به همین دلیل است كه در شعر او قطعیت وجود نداشته و با نسبیت‌ها مواجهیم. او بر آنچه او را می‌آزارد عاصی می‌شود. اما به عقیده یا باوری یقین پیدا نكرده و از آن مطلق خوب نمی‌سازد. او شاعر بحران انسان امروز است، بحران هویتی كه زاییدة دنیای جدید است و با قطعیت و مطلق‌انگاری هیچ سنخیتی ندارد. فروغ با جهانی كه در آن زندگی می‌كند و مانع رهایی او می‌شود سر ستیز دارد. این جهان گاه در سنت‌ها گاه در روشنفكران گاه در جامعه و گاه مردمی كه با آنها زندگی می‌كند خود را نشان می‌دهد. او اسطوره ای ندارد كه به آن متوسل شده و آن را بستاید. بنابراین چیزی در هستی او وجود ندارد كه بتواند برای او یقین و قطعیت به همراه آورد. این امر خود از نشانه‌های اصلی جهان جدید است. با چنین نگاهی به جهان، شعر فروغ شعر چندصدایی است شعری است كه ایدئولوژی و اندیشه‌های قطعی را به كنار گذاشته و در خود تنوع صداها را جای داده است. از همین دریچه می‌توان شعر فروغ را شعر دموكراتیك نامید. شعری كه مدام درحال نقد و عصیان است و صد البته این نقد و عصیان از شكل و ماهیت ایدئولوژیك به دور است چراكه در فلسفه فروغ جایی برای «باید» و «نباید» وجود ندارد. این شعر خالی از حكم‌های كلی و ابدی است و همین امر شعر او را شعر دموكراتیك می‌كند. اما شعر شاملو و اخوان اینگونه نیست. شعر شاملو شعر اسطوره‌هاست، شعر ایدئولوژی است، شعر «شیر آهنكوه» مردانی است كه به آرمان‌های بزرگ، كامل و قطعی یقین دارند و مطلق خوبی‌ها در اختیار آنهاست. برای همین است كه این شاعر (شاملو) به شاعرانی چون سهراب و فروغ ایراد می‌گیرد كه در زمانه‌ای كه خون از همه جا جاری است آنها از گل و بلبل می‌گویند. در شعر شاملو خیر و شر و نمادهای آنها جای ویژه‌ای دارند و به همین جهت شعر او در اكثر موارد به ایدئولوژی تبدیل می‌شود. در شعر شاملو، ایدئولوژی حاكم است و گرچه ایدئولوژی از پدیده‌های مدرن است اما نسبت به آن با سنت و اقتدارگرایی نیز بسیار محكم و سخت است. البته نباید فراموش كرد كه شاملو شعرهای عاشقانه هم سروده است اما شاملو به واسطة شعرهای ایدئولوژیك است كه مطرح می‌شود نه شعرهای عاشقانه.

5-   شعر چندصدایی و چندبعدی فروغ و متقابلاً شعر اسطوره‌ای و ایدئولوژیك شاملو نتایج خاص خود را به دنبال دارند. از آنجا كه شعر فروغ همسو با ارزشها و اندیشه‌های جهان جدید است از ماندگاری بیشتری برخوردار می‌شود اما شعر ایدئولوژیك شعری است كه در یك دوره و عصر محدود خود را نشان داده و پس از آن رو به افول می‌رود. جامعه تا زمانی كه نیاز به ایدئولوژی دارد به شعر ایدئولوژیك رو می‌آورد و زمانی كه جامعه وارد مرحلة دیگری شد این نوع شعر نیز كاركرد خود را از دست می‌دهد. عدم تمایل به شعر شاملو در دهة شصت و هفتاد شمسی از همین‌جا نشأت می‌گیرد. جامعه منفعل علاقه‌ای به ایدئولوژی ندارد و به همین دلیل است كه شعر ایدئولوژیك (هرچند كه شاعر آن نیز زنده باشد و شعر بسراید) راهی به جامعه باز نمی‌كند. اما در همین دوران شعر فروغ، كه در آن، انسان، فارغ از دغدغه‌های ایدئولوژیك مطرح بوده و بحران او صرفاً بحران سیاسی نیست خواننده خود را دارد، گرچه شاعرش سالها پیش از دنیا رفته باشد. درواقع شعر فروغ، شعر انسان دنیای جدید است و این انسان ویژگی‌هایی دارد كه مخصوص به دوره و شرایط خاصی نیست. بحران چنین انسانی بحران انسان شكست‌خورده از ایدئولوژی‌ها نیست، بلكه بحرانی است در ذات انسان جامعة جدید.

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :